۳۱ مرداد ۱۳۸۷

سلام

اولش فقط سلام و احوالپرسی. هر چی بگذره بیشتر با هم آشنا خواهیم شد. امیدوارم بتونیم با هم حرف بزنیم. این خیلی مهمه خیلی خیلی زیاد. اگر میشد که آدمها راحت با هم حرف بزنند مثلا آمار طلاق تو جامعه​مون حتما کمتر از ۴۰ درصد الان نمی​بود. ۴۰ درصد هم که می​دونین؛ یعنی از هر ۵ تا ازدواج ۲ تا طلاق. البته یکی از دوستانم می​گفت که از سه تا ازدواج باقیمانده هم دوتاش در آستانه طلاق و در آخرین مورد هم چون خانواده​ها سنتی هستند٬ دو طرف مجبورند تا همدیگر را همراهی کنند تا سرشون بخوره به سنگ لحد. البته این دوست من زندگی زناشویی موفقی داره؛ حالا خودش جزء کدام گروه قرار می​شه٬ الله اعلم.
داشتم می​گفتم که اگر بلد بودیم با هم راحت حرف بزنیم٬ قطعا دخترهای کمتری از خانه باباشون فرار می​کردند٬ یقینا پسرهای کمتری معتاد می​شدند و تحقیقا دیگه تو خیابان آدم​هایی را نمی​دیدیم که دست به یقه شدن؛ حتم دارم که چمن پارکها سبزتر بود و راهروی آپارتمانها خلوت​تر٬ حتما آب حوض وسط میدان ونک تمیزتر بود و هزارتا اتفاق قشنگ دیگه.

حالا متهمم نکنید که می​خوام همه مشکل​ها را با حرف​زدن حل کنم. مثلا من واقعا اصلا ادعا نمی​کنم که اگر بلد بودیم حرف بزنیم الان مارکسیسم ایدیولوژی قالب هزاره سوم بود٬ سفینه کلمبیا منفجر نمی​شد٬ تیم فوتبال آلمان در جام ملت​های اروپای ۲۰۰۸ قهرمان می​شد٬ هیتلر یهودی می​شد٬ اسم مینی ژوپ می​شد هدفون یا طاق ضربی در زمان صفویه اختراع می​شد. اما از این مطمینم که با یاد گرفتن اینکه چطور با هم حرف بزنیم٬ میشه خیلی کارها را انجام داد که الان نمیشه ... همین.

راستی قرار بود اولش فقط سلام و احوالپرسی باشه اما کلی حرف زدم.
حالا از تمام اینها گذشته ... احوال شما؟

هیچ نظری موجود نیست: